
پيغام مدير : سلام علیکم.امیدواریم لحظات پر خیر و برکتی را در وبلاگ غزالی سپری نمایید.برای ارائه پیشنهادها و انتقادهای خود با غزالی در ارتباط باشید
با تشکر
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:غزالی در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
کتابخانه
لینکهای ویژه ما
شخصیتهای برتر
شهيد حسنالبنا در اين مورد در رساله «اليالشباب» ميفرمايد : «برنامه و روش اخوان داراي مراحل معين و گامهاي مشخص است . ما به خوبي ميدانيم كه چه ميخواهيم و با وسايل لازم براي تحقق اين خواست ، آشنايي داريم :
1- بيش از هر چيزي ما در پي آن هستيم كه انسان مسلمان در انديشه ، باور ، اخلاق ، عاطفه ، عمل و اقدام به راستي مسلمان باشد . اين مرحله تكوين و تربيت فردي مورد نظر ماست .
2- پس از آن خانواده مسلمان ميخواهيم كه از جهت انديشه و باور و در اخلاق و عاطفه و در عمل و اقدام پايبند اسلام باشد . به همين دليل و به همان ميزان كه به مرد اهميت ميدهيم به زنان نيز توجه داريم و به همان اندازه كه به جوانان ميپردازيم ، كودكان را نيز مورد توجه قرار ميدهيم .
3- پس از آن نيز در پي ايجاد ملتي مسلمان در همهي آن زمينهها هستيم . در همين راستا براي رسيدن پيام دعوتمان به همهي خانوادهها و شنيدهشدن نداي آن در همه جا و گسترش انديشهي اخوان و نفوذ آن در ميان مردم شهرها و روستاها وكشورها ، همهي تلاش خود را به كار ميگيريم . در اين راه از هيچ كوشش و به كارگيري هيچ وسيلهاي دريغ نميورزيم .
4- به دنبال آن در انديشهي ايجاد يك حكومت اسلامي آن چناني هستيم كه مردم را به ايمان و عبادت و اخلاق تشويق نمايد . آنان را با هدايت و رسالت اسلام به درستي آشنا كند ، همچنان كه اصحاب رسول خدا (ص) مانند ابوبكر و عمر و ديگر اصحاب با آن آشنا گرديدند و بار مسئوليت آن را بر دوش گرفتند . ما به هيچ حكومتي كه بر روي اصول و مباني اسلام تكيه نميكند و از آن استفاده نمينمايد ، اعتراف نميكنيم . اين نوع از احزاب سياسي را نميپسنديم و به اين گونه از اشكال حكومتي تقليدي و دنبالهروانه را كه دشمنان اسلام و اهل كفر ما را مجبور به پذيرش آن ميكنند به هيچ وجه اعتراف نمينماييم و آن را به كار نميبنديم . همه تلاش خود را براي احياي نظام حكومتي اسلام همراه با همه مظاهر آن و تكوين نظام اجتماعي اسلامي بر اساس آن به كار ميبنديم .
5- به دنبال آن تلاش خواهيم كرد همه اجزاي ميهن اسلامي را كه سياست غرب آنها را پاره پاره نموده به يكديگر پيوند دهيم . بر همين اساس ما تقسيمبنديهاي سياسي و پيمانهاي بينالمللي كه ميهن اسلامي را به كشورهاي ضعيف و كوچك تبديل نموده و آنها را به صورت لقمه سهل و سادهاي براي بلعيده شدن توسط استعمارگران غاصب در آورده قبول نداريم . ما هيچگاه در برابر سلب آزادي اين مردم و حكومت استبداد ديگران سكوت نمينماييم . مصر ، سوريه ، عراق ، حجاز ، يمن ، ليبي ، تونس ، الجزاير ، مراكش ، ايران و هر سرزميني كه مسلمانان در آن زندگي ميكنند و به «لا اله الا الله» باور دارند ، ميهن اسلامي خويش به شمار آورده و براي آزادي و نجات آن و ايجاد وحدت دوباره در ميان آنها از هيچ تلاشي دريغ نخواهيم ورزيد .
6- در پي آن در انديشه آن هستيم كه پرچم اسلام بر فراز همه ممالكي كه زماني اسلام مايهي سربلنديشان شده و نداي اللهاكبر و لااله الا الله در آنها پيچيده به اهتزاز در آيد . بايد درياي مديترانه و بحر احمر همچون گذشته دو درياي متعلق به مسلمانان در بيايند . هرچند «سينور موسيليني» بازگردانيدن امپراطوري روم را حق و مسئوليت خويش به شمار ميآورد . در واقع آن امپراطوري مزعوم و خيالي او تنها برپايهي مطامع و تجاوزگري پايهريزي شده بود ، ما نيز بازگردانيدن و احياي امپراطوري اسلامي را كه بر اساس عدالت ، حق و انصاف ، نشر نور و هدايت در ميان همه مردم قرار دارد . حق و مسئوليت خود به شمار ميآوريم .
7- سپس همراه با آن تلاشها ميخواهيم كه : پيام دعوت و رسالت خويش را به جهانيان برسانيم و همهي ممالك دنيا را از نور آن بهرهمند سازيم و همهي خودكامگان را مجبور به تبعيت از آن بنمائيم تا فتنه و فساد و ناهنجاري در ميان مردم باقي نماند و دين خداوند حاكميت پيدا كند . آن روز است كه مؤمنان به خاطر پيروزي از جانب خداوند شادمان خواهند شد ، زيرا خداوند صاحب عزت و قدرت و محبت است و هركس را كه بخواهد ياري خواهد داد .

امام قرضاوی:
ديني كه ما از آن سخن مي گوئيم
«پناهگاه ضعيفان» نيست،
«سلاح نيرومندان»است.
سایتها و وبلاگها![]()
اخبار جهان اسلام![]()
اجتماعی فرهنگی![]()
دانلودها![]()
تاریخی![]()
سیاسی![]()
زندگی نامه![]()
مقالات![]()
کتابخانه![]()
تفسیر قرآن![]()
داستان های زیبا و کوتاه![]()
معنای واقعی اسلام و مسلمان![]()
معنای واقعی بندگی خدا![]()
مختصری از زندگینامه امام غزالی![]()
» ناصر صالحی نژاد (رحمه الله)
خداي مهربان مهرورز، يگانه هستي بخش جهان هستي و يكتا طراح و خلاق لباس زيبا و متعادل زندگي بر پيكره جهانيان است. لذا تمامي اجزاي گيتي براي تنظيم و استمرار سالم حيات خود نيازمند هدايت آفريدگار خويش ميباشند. آيات قرآن حامل پيامهاي خدا براي بشريت در تمامي عرصههاي زندگي است. پيام رساني و هدايت قرآن در قالبهاي متفاوتي شكل گرفته است كه يكي از معمولترين آنان قصه و به تصوير كشيدن رخدادهاي گذشته عالم انساني ميباشد
ادامه مطلب
[متن
کامل]
نوشته شده توسط غزالی در 2:36
|
|
» شيخ علي جلالي
حضرت ابراهيم از جمله كساني است كه خداوند او را به شدت آزمود. جفاي قوم، ذبح فرزند، سكونت در جاي خشك و بيآب، رفتن در آتش و ... هم از موارد ابتلاي شديد ابراهيم(عليه السلام) بود كه در پي جواب مثبتش خداوند او را به امامت انسانها برگزيد. "و إذ ابتلي ابراهيم ربه بكلمات فأتمهن قال إني جاعلك للناس اماما" آن هنگام كه خداوند ابراهيم را با كلمات و مسائلي آزمود كه او به نحو أحسن پاسخ داد . خداوند فرمود، من تو را امام انسانها قرار دادم.
ادامه مطلب
[متن
کامل]
نوشته شده توسط غزالی در 2:29
|
|
گذري كوتاه بر زندگي شيخ محد ضيايي رحمه الله

قال الله تعالي: «من المومنين رجال صدقوا ما هاهدوا الله عليه فمنهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا»[1]؛ در ميان مومنان مرداني هستند كه با خدا راست بوده اند در پيماني كه با او بسته اند. برخي پيمان خود را بسر برده اند (و شربت شهادت سر كشيده اند) و برخي نيز در انتظارند (تا كي توفيق رفيق مي گردد و جان را به جان آفرين تسليم خواهند كرد). آنان هيچگونه تغيير و تبديلي در عهد و پيمان خود نداده اند (و كمترين انجرافي و تزلزلي در كار خود پيدا نكرده اند).
[متن
کامل]
نوشته شده توسط غزالی در 12:42
|
|

بر گرفته از رساله ما چه میگویم ترجمه سید هادی خسروشاهی
در حدود نزدیک به یک قرن، کودکی در یک خانواده
روستایی، در یکی از دهکده های مصر پا به عرصه
وجود گذاشت. ایام کودکی را در همان دهکده کوچک
به سر برد و دوران دبستان را هم در همان جا به
پایان رسانید و سپس به شهر آمد.....
[متن
کامل]
نوشته شده توسط غزالی در 0:24
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم
صلاح الدین ایوبی
صلاحالدین ایوبی (۵۳۲ هجری قمری - ۱۷ صفر ۵۸۹ هجری قمری) یکی از سرداران کرد و مسلمان جنگهای صلیبی بود. ایوبیان دودمانی کردتبار بودند که از 1171 تا 1260/1250م در مصر و سوریه و عراق فرمانروایی کردند. پایتخت های ایشان دمشق و قاهره بود.
[متن
کامل]
نوشته شده توسط غزالی در 2:17
|
|
او(ابوحنیفه) نعمان پسر مرزبان است وکنیه ی وی ابوحنیفه می باشد، در خانواده ای که در بین قومش دارای شرف واحترام بود بدنیا آمد، اصل او از کابل – پایتخت افغانستان امروز- می باشد جدش مرزبان در زمان خلافت طلائی حضرت عمر رضی الله عنه اسلام آورد پس به کوفه آمده ودر آنجا اقامت گزید. امام ابوحنیفه رحمة الله علیه در سال 80 هجری در کوفه در زمان عبدالملک مروان بدنیا آمد. ........
جهت متن کامل به ادامه مطلب بروید.....
[متن
کامل]
نوشته شده توسط غزالی در 2:2
|
|
یاد یار
دیروز سالگرد شهادت استاد شهید ناصر سبحانی بود. اکنون که پس از سالها که آغوش خاک جسم بی جانش را در بر گرفته اما هنوز ندایش زنده است و کلامش طراوت و ترنم باران بهاری دارد....انگار که همین دیروز بود که از رب و اله سخن می گفت و از عبادت الهه های باطل برحذر می داشت و دین خالص می جست. انگار همین دیروز بود که از اسماء حسنی و صفات علیا می گفت ....اما شگفتا که جسم نحیفش را تاب و توان آن کلام سنگین نبود و بار امانت آن جان فربه بر آن جسم نزار سنگین می آمد و اما شگفت نبود که گردون دون و طالع واژگون نتوانست جان عزیزش را تاب آورد و تیغ خشم وستم از نیام سبعیت و درنده خویی برآورد و حیات این دنیایی اش را از او ستاند.نفرین شان باد که ندانستند و اکنون نیز غرق همان جهل مرکب اند که آنچه منزلشان بر باد داد جسمش نبود که کلامش(خود می گفت که کلام آن است که چون کلم-جراحت-اثر بر جای نهد و نه هر یاوه و گزافی ،کلام است) بود همان که اکنون نیز رنده است همان کلامی که از امامت و ولایت می گفت و شهید و شاهد را به جان می نمود،همان کلامی که از راه جان گریخت و در دام تن نماند.
چه نقش ها که ببازد چه حيله ها که بسازد به نقش حاضر باشد ز راه جان بگريزد بر آسمانش بجويی چو مه ز آب بتابد در آب چونک درآيی بر آسمان بگريزد ز لامکانش بخوانی نشان دهد به مکانت چو در مکانش بجويی به لامکان بگريزد . می خواستم به یاد آن عزیز سفر کرده داد سخن دهم و دهانی به پهنای فلک بگشایم از این هجران و خون جگر ، اما چه کنم که و عنان جانم به کف نیست و سخت خاک آلود می آید سخن و چاه جانم تیره و تار شده است ناچارم این زمان بگذارم تا وقت دگر،تا خدايش باز صاف و خوش كند /او كه تيره كرد هم صافش كند.
[متن
کامل]
نوشته شده توسط غزالی در 17:23
|
|